|
خدایا با من از چیزهای خوب تری حرف بزن از خبرهای بد ؛ بدم می آید یادت رفته ! به یادماندنی ترین شبم را مثل پتک بر سرم کوباندی هان ! یادت رفته ؟؟ دیدن متلاشی شدنم از آن بالا لذت بخش بود مگرنه ؟؟ حتی دیگر خبرهای خوب ؛ خوبم نمی کند دوای درد من دکتری است که نسخه اش را اینگونه تجویز کند: سقف ؛ طناب ؛ چارپایه با یک لگد و قصه ی آن شبم هنوز ادامه دارد...
من زشت هستم وآینه غبار بی شکلی ام را زنی با این زشتی را باز می تاباند مهر باطل بر لبان چروکیده ام می زنم و منی که نتوانم پاک شوم پاره پاره و تکه تکه شوم مردی که مرا از پشت شیشه ها مبهوت وار نظاره می کند پاکیزه است پاکیزه و شفاف تسلیم حقیقت می شود به ناگهان آسیب پذیر شدم زخمی زخمی که آن مرد مرخصش می کند و جا می گذارم کسی را که به من چسبیده بود من می روم چیزی در چمدانم ندارم جز اندکی بیهودگی و کمی چسب زخم من می روم و چه خجولانه می روم خداحافظ ! خداحافظ
در غلظت تاریکی شب یک کبریت روشن می کنم برای دیدن لبانت و بعد تاریکی غلیظ برای در آغوش گرفتنت و به خاطر سپردن سیاهی چشمانت می شود یعنی ! عطش من با انحنای لبت را تداعی کرد می شود یعنی ؟؟؟ بدون هیچ پنهانی !
زندگی قشنگ و زیباست اما ما بدشانسیم باد درست جایی می وزد که ما در آن پناه گرفته ایم . ما بدشانسیم و کاری هم نمی شود کرد به هر ضیافتی که رفتیم قورباغه هایی که راه گم کرده بودند سر از لیوان های ما در آوردند
اینجا گوشه ای از ذهن من است خوشامد نمی گویم چون جای خوبی برای خنده های مرموز تو نیست محکوم ام به از دست دادن معصومیتی ناگهانی به تمام مردان شهرم این را بگو من زنی آفتاب دیده ام دختری که مهتاب را تا شامگاه عمر قایم می کند در این دنیای غم انگیز!!
تو از چشمم افتادی مانند افتادن اشکی از چشمانم بی هیچ پیوستگی تنفر بی حساب هر روزم و چشیدن طعم تلخ با تو بودن دیگر جوانه زدن را نمی خواهم بشنو اندوه مرا بوی خاکستر نمناک من بلند شده است !! می شنوی !
می دانستی لب هایت بوسیدن دارد ؟ راه که می روی خنده هایت حرف که می زنی طعم لب هایت حتی پلک زدن هایت دست هایت که تکان می خورند من مسخ می شوم در مدل دست هایت نفس کشیدن هایت نگاهم که می کنی چشم هایت ...
فكر نميكنم كه اين فصل هاي لعنتي فاصله هاي به اين تندي را آرامش دهد برف و باران هم نتوانستند حضور آفتابي ماجراي مرا كمرنگ كنند
و تو تمام وقت حرفهایت را تکرار می کنی
هیس !!! ساکت باش گوش کن ؛ صدای آینده را نگرانی های با من بودن را زیر باران پنهان کن و همواره به خاطر بسپار اگر تو نباشی من می میرم |
About![]()
این منم Archivesاردیبهشت 1388فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 مهر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 Links
آهنگای ایرانی و خارجی
خدا كيست ؟ چيست ؟ كجاست ؟ |